سلام من رز هستم روانشناس بالینی از اینکه از وبلاگ من دیدن می کنید سپاسگذارم لطفا با نظرات سازنده ی خود من را در ارتقاء علمی وب یاری رسانید با تشکر
مدیتیشن یا مراقبه مفهوم گسترده ای دارد که نمیتوان آن را در قالب کلمات محدود کرد و کل قضیه را منتقل نمود، تا زمانی که فرد تمرینات را شروع نکرده و تجربه ای از انرژی درون نداشته باشد به سختی این ابزار قدرتمند بیداری روح قابل درک خواهد بود.
از طرفی نگاه ما در این مجموعه به مدیتیشن و معرفی آن، به اشکال معمولی که تا کنون در جوامع به آن پرداخته شده نخواهد بود به طور مثال بررسی سوابق و انواع مدیتیشن ها و جزئیات آنها که در بیشتر موارد خسته کننده است و به دلیل اختلافات ظاهری سردرگم کننده بوده و ایجاد ابهام کرده و پیام مدیتیشن را آن طور که باید نرسانیده است، بلکه همانطور که قبل توضیح دادم ما به بُعد معنایی و مفهومی مدیتیشن که ریشه اصلی آن میباشد خواهیم پرداخت.
مدیتیشن(Meditation) اصطلاحی جهانی و لاتین میباشد که معادل این اصطلاح در فرهنگ عربی و فارسی مراقبه نام دارد. این اصطلاح برای بیان حسی معنوی و تجارب روحی و ذهنی خودجوش و هدفمند به کار میرود و با وجود تفاوتهای ظاهری در توصیف مدیتیشن یا مراقبه همه توضیحات ریشه یکسانی در دنیای درون دارند.
اگر بخواهیم تعریفی کلی از مدیتیشن یا مراقبه ارائه بدهیم میتوان گفت روندی فراذهنی و مجموعه ای از تمرینات درونی است که سبب رشد و پرورش روحی و توان حضور در لحظه و به موازات آن تغییرات بنیادین در کل زندگی مادی و معنوی فرد میشود.
وجود انسان در یک نگاه کلی از سه بُعد تشکیل شده: ذهن یا حافظه/ جسم یا فیزیک/ روح یا انرژی. جسم و روح با حالتی بالقوه و رو به رشد در هماهنگی با هم و طبیعت همراه با یک ذهن یا حافظه خالی آفریده میشود به اصطلاح کودک بی ذهن میباشد. روح منبع انرژی کیهانی و خدادادی است و بعد ماندگار وجود ماست.
ذهن به طور معمول در جامعه معادل افکار انسان شناخته شده و علم روانشناسی به اسم روان انسان آن را در بخشهای خودآگاه و نا خودآگاه برسی می کند و روی مدل افکار به عنوان مولفه ای از تظاهرات ذهنی مانور میدهد. ولی ذهن طیف گسترده ای دارد که شامل توان فکری، خاطرات و آموخته ها بوده و کم کم لایه بندی شده و به شکل عادتهای ذهنی یا ذهنیتها عمل میکند که بعد از بلوغ ذهنی به طور نسبی شخصیت و خودمجازی یا زمینی فرد را تشکیل میدهد، از طرفی ابزار شناختی و منطق فردی است که برای زندگی موفق در دنیای مادی و کمک به تکامل روحی لازم است. ذهن ارتباط نزدیکی با فیزیک انسان داشته و تأثیرات خود را از طریق سیستم عصبی در بدن جاری میکند. در حالت ایده آل و در یک انسان سالم ذهن و جسم در هماهنگی با روح بیدار فرد عمل میکنند که از گذر این هارمونی خوشبختی انسان حاصل میشود.
ذهن نیز مانند روح دارای ارتعاشات و امواج خاص خود میباشد، ولی سطح انرژی آن از انرژی روحی پایین تر و محدود به دنیای مادی بوده و به اصطلاح جنس آن زمینی است و میدان عمل آن ماده و ذهن میباشد، بنابراین دارای اشکال مثبت و منفی خواهد بود. در حالی که انرژی روحانی جریان واحدی داشته و مثل ذهن در دنیای مادی ساخته نمیشود و در مورد آن فقط کم یا زیاد بودن مطرح میباشد. انرژی و وضعیت های روحی و ذهنی افراد روی هم تأثیر گذاشته و این تآثیرات با توجه به شرایط میتواند به کالبد و محیط تزریق شوند.
برچسب:
نویسنده: roz